خرید بک لینک
به جای این جمله ای که اکنون میخوانی چیز دیگری نوشته ام در دفترم.. چیزی که در دل شب رخ می دهد.. و همه اش در این مصرع خلاصه می شود.. "کاش این ماجرا به سر نیاید" دنباله اش چیزیست که می خوانی.. آن لحظه ی عمیق نفس کشیدن را هنوز تجربه نکرده ام.. اما به آن بسیار می اندیشم.. آن موقعی که خود را فراموش می کنم را دوست دارم.. امید به آمدنش دارم.. هنوز هم وقتی از آدم ها دور می شوم خیالم را دنبال می کنم و از خانه دور می شوم.. دنبالش به چه جاهایی که نمی روم.. بعضی شان را نمی توانم بگویم.. همین قدر بدان که سری به لحظه ی عمیق نفس کشیدن می زنم.. و همین قدر بدان که دنیا و مایملکش را پشت پا میزنم و به آب و نانش ه

برچسب: کاش,این,ماجرا,نیاید, نویسنده: رضا فدایی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:32

من از پشت شاخه های پیچیده در هم

از پس انبوه درختان ایستاده در اعماق جنگل

فرسنگ ها دور تر از ساحل

صدها روز گمگشته بر دریا

هزاران شب آواره در کویر

دور تر و دور تر و هر روز دور تر

با فریادی که پرنده ای را از شاخه نمی پراند

و گوش هستی را نمی لرزاند

ایستاده و خاموش

دوست می دارم ات

آدمی که هیچگاه شاعر نبود

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۵ساعت 20:34 توسط احسان جامه بزرگ |

برچسب: مدت, نویسنده: رضا فدایی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:32

خیلی وقته که ندیدیش.. تصمیم گرفتی که نبینیش.. باهاش حرف نزنی.. سراغشو نگیری.. و هر چی که به اون ربط داره رو پاک کنی از دور و ورت.. آسون نیست این کار برات.. قبلا هم این تصمیمو گرفته بودی.. حتی خیلی جدی تر از این دفعه.. ولی نتونسته بودی.. اما این بار انگار فرق داشت.. با وجود این که خیلی هم جدی نبود تصمیمت، ولی انگار داشت میشد.. زمان زیادی گذشته بود و تو انگار که واقعا تونسته باشی بی خیال ماجرا بشی داشتی زندگیتو میکردی.. افکارت منظم تر شده بود.. به هدف هات فکر میکردی.. یه کم برنامه ریزی و چیزای دیگه که داشت نظم میداد به زندگیت.. فقط یه کم اوضاع نه چندان خوب مالی و دور بودن از هدف هات فکرتو مشغول

برچسب: بوی,خیلی,وقت,پیش, نویسنده: رضا فدایی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:32

صفحه بندی